لئاندرو پادوانی بازیکن فراموش شده استقلال

لئاندرو پادوانی بازیکن فراموش شده استقلال

وقتی بعد از مصدومیتم به برزیل برگشتم، برای من لحظه ای شادی و غم بود. شادی بازگشت به خانه ام و در کنار خانواده بودن و غم و اندوه برای ترک کشوری که از من استقبال کرد و من را به آغوش گرفت، که امروز من آن را به عنوان خانه دوم خودم می دانم. در ابتدای مصدومیتم احساس می کردم زیر پایم خالی شده و اتفاقی که برایم افتاده را باور نمی کردم ولی در عین حال از اینکه زنده بودم، خدا را شکر می کردم.

 

اعتراف می کنم که تا به امروز این اتفاق را هنوز باور ندارم ! زندگی من همیشه فوتبال بازی کردن، اردو و سفر و رفتن به بازی ها با تیم بود. برای کسانی که فکر می کنند زندگی بازیکن آسان است، آسان نیست. من وقت زیادی برای اینکه کنار خانواده ام باشم، نداشته ام. یک ماه در برزیلی می ماندم و سپس برمی گشتم به روال عادی زندگی. من فردی بودم که فوتبال را تنفس می کردم و رویای من از زمان کودکی بود. من در سن 12 سالگی به دنبال رویاهایم و کمک به خانواده ام خانه را ترک کردم.

 

برای افرادی که من را می شناسند یا کسی را در خانواده دارند که از صندلی چرخدار استفاده می کند، به خوبی منظور من را می فهمند. زندگی ما مثل یک جعبه غیرمنتظره است؛ ساعتی خوبیم و ساعتی نه. هیچکس جاودانه نیست. دو سال پیراهن استقلال را با افتخار و احترام پوشیدم و خودم را تسلیم تیم کردم. همیشه به تعهداتم پایبند بودم؛ همانند یک حرفه ای مثال زدنی و حالا که من به باشگاه نیاز دارم، باشگاه من را رها و به من پشت کرده است.

 

من می خواهم شما به من کمک کنید تا پولم را از باشگاه بگیرم، چون من با شما قوی تر می شوم. از شما به خاطر اینکه درد دل کردم، عذرخواهی می کنم، اما تنها راهی که بتوانم احساس ناراحتی و نارضایتی خودم را از مدیران باشگاه استقلال نشان بدهم، همین بود. از همه شماهایی که من را فراموش نکرده اید و پیام های محبت آمیز برایم می فرستید، تشکر فراوان می کنم. برای شما ایرانیان، قدردان ابدی ام.